دسته‌ها
یادداشت

مارپیچ ظریف بر روی خطوط قرمز سیاست خارجی ایران

۱۰محمدرضا نظری / دکتر ظریف طی دوسال، پس از روی کار آمدن دولت روحانی توانسته است گام های مهمی در عرصه دیپلماسی ایران بردارد و از طریق مذاکره منطقی و بر پایه لزوم دستیابی به یک هدف مشخص، مذاکرات را به پیش ببرد در حالی که برای مذاکره کنندگان با دولت احمدی نژاد این سئوال پیش آمده بود که آیا وی برای به دست آوردن فرصت به منظور اهداف پنهان خود مذاکره می کند یا خیر؟ و همین ابهام به تنهایی باعث شده بود تا روند مذاکرات رفته رفته بی ثمرتر شود.

در دوره قبل از مذاکرات، مسئول تیم مذاکرات هسته ایی، سعید جلیلی، تلاش می کرد تا بر پایه برداشت خود از مبانی انقلاب ایران و فراتر از عرصه دیپلماتیک، به تبیین سیاست یک حکومت دینی در روند مذاکرات بپردازد و در همین راستا راه حلی برای به سرانجام رساندن مذاکرات هسته ایی ارائه دهد. این روند فرسایشی باعث شده بود تا امیدها برای به سرانجام رسیدن مذاکرات هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی در هاله ایی از ابهام قرار بگیرد.

به دنبال روی کار آمدن حسن روحانی، ظریف به عنوان یک دیپلمات پویا و تکنوکرات، وارد میدان مذاکرات شد ولی برخلاف سعید جلیلی تلاش می کرد تا از آداب دیپلماتیک و نیز روش های مرسوم بین المللی در مذاکرات استفاده کند تا در ابتدا فضای منفی شکل گرفته درباره روند مذاکرات و تیم مذاکره کننده را تلطیف کند و در گام بعدی بتواند مذاکرات را به پیش ببرد که این موضوع  خود سرفصل جدیدی برای حملات اصولگرایانِ با نفوذ به وی شد.

ظریف به خوبی می دانست که بر پایه اصول بدیهی مذاکره، می بایست با همتای آمریکایی خود وارد مذاکره شود و در مواردی برای فرار از شنود مذاکرات توسط سرویس های امنیتی اسرائیلی و سایر کشورها راهی جز قدم زدن و مذاکره با جان کری ندارد که همین قدم زدن نیز سراغاز حملات پی در پی به وی شد.

هرچند که روحلانی تلاش می کند تا در موضوعاتی از این قبیل، ورود پیدا نکند ولی باید به یاد داشته باشیم که وی یکی از برجسته ترین چهره های امنیتی ایران محسوب می شود که سالها دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بوده است و به خوبی می داند چگونه با فضا سازی جدید، می توان فشار را از روی وزیر امورخارجه اش بردارد. با این حال روند اعتراض ها به عملکرد تیم روحانی درباره توافق هسته ایی، طی ماه های اخیر، به مرور فزونی گرفته است. مخالفان مدعی هستند که با اجرای برجام، تحریم های علیه ایران برطرف نمی شود و مجلس ایران نیز نباید این توافق هسته ایی را به تصویب برساند.

به همین منظور نیروهای محافظه کار از طرفداران خود خواسته اند که با تجمع در مقابل مجلس، فشار را بر طرفداران روحانی در مجلس افزایش دهند. تا آنها بتوانند با قدرت بیشتری علیه برجام موضع بگیرند.

در چنین فضایی، دست دادن محمد جواد ظریف در هفتادمین اجلاس سران مجمع عمومی سازمان ملل با رئیس جمهور آمریکا سوژه داغ جدیدی را برای محافظه کاران مخالف توافق هسته ایی مهیا می کند.

شاید این موضوع برای هر یک از شخصیت های سیاسی و دیپلماتیک یک امر بدیهی باشد ولی در ایران که از رئیس جمهور آمریکا به عنوان شیطان یاد می شود و تصاویر وی هرازگاهی در کنار قاتل امام سوم شیعیان بر دیوار پایتخت ایران به تصویر کشیده می شود، معنی دیگری دارد.

مخالفت ها با دست دادن ظریف با اوباما تا حدی پررنگ شده است که یکی از نمایندگان محافظه کار در صحن علنی مجلس گفت “دقیقا زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفتند یا مفقود شدند، ظریف به طور اتفاقی خود را به آغوش اوباما رساند.” “آقای ظریف غلط زیادی کرده است”

حمید رسایی نماینده محافظه کار دیگری است که در مجلس به دست دادن ظریف و اوباما حمله می کند: “۲سال قبل، به طور اتفاقی آقای روحانی با اوباما تلفنی صحبت کرد، سال قبل گفتند به طور اتفاقی ظریف با «جان‌ کری» وزیر امور خارجه امریکا نیم ساعت قدم زده است، امسال گفتند به طور اتفاقی آقای ظریف و اوباما رییس‌جمهور امریکا مواجه شدند و با هم دست دادند حتما سال آینده می‌گویند به طور اتفاقی پریدند بغل هم و روبوسی کردند.”

اصولگریان مخالف تصویب توافق هسته ایی گام به گام تلاش می کنند تا ضمن پیوند دادن رفتار ظریف در مواجهه با اوباما به توافق هسته ایی، به نحوی بتوانند از دولت روحانی امتیازبگیرند و یا دولت روحانی را در حل پرونده هسته ایی ناکام بگذارند.

به عنوان شاهد این موضوع می توان به سخنان علیرضا زاکانی، رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس ایران، اشاره کرد که گفت : “آنچه در نیویورک توسط آقای ظریف اتفاق افتاد از دو حال خارج نیست: یا تلاش عامدانه برای عادی‌سازی ارتباط با آمریکاست که پشت پا زدن به آرمان‌های انقلاب است یا ناتوانی در پیش‌بینی حرکت دشمن و اتخاذ اقدام مناسب در برابر آن که خلاف هوش دیپلماتیک است. دست دادن آقای ظریف با اوباما مصداق بارزی از زمینه سازی عامدانه یا جاهلانه برای نفوذ سیاسی دشمن در شرایط پسابرجام و خطایی نابخشودنی است و مایه تأسف است که وزیر خارجه ما که باید نخستین سنگر در برابر نفوذ سیاسی استکبار جهانی باشد خود دست به تابوشکنی بزند و دست شیطان بزرگ را بفشارد.”

همین اظهارات رئیس کمیسیون برجام نشان می دهد که محافظه کاران داخل مجلس و نیروهای حامی آنها در بیرون مجلس، چگونه در صدد تخریب شخصیت ظریف برآمده اند؛ تا حدی که وی را خائن  و متهم به عبور از خطوط قرمز نظام معرفی کنند.

حال باید منتظر بود و دید که روحانی برای خارج کردن ظریف از بحرانی که اصولگرایان به دنبال ایجاد آن هستند چه ترفندی از کلاه خود در می آورد. فراموش نکنیم که روحانی ضمن آشنایی به خطوط قرمز ایران، سالها در یکی از مهمترین سمت های امنیتی ایران حضور داشته است و به خوبی با جنگ های روانی گروه های محافظه کار آشناست و با صبوری و سکوت در مواجه به حملات آنها تلاش می کند تا ضمن موضع گیری در مقابل عربستان سعودی درباره کشته شدن حجاج ایرانی، فضا را به این سمت این موضوع هدایت کند. باید منتظر بود و دید که تا چه اندازه وی موفق خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *