دسته‌ها
یادداشت

بازخوانی روایت تسخیر سفارت آمریکا در تهران

محمدرضا نظری / در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در شرایطی که ایران در بحبوحه عبور از یک انقلاب قرار داشت. گروهی از دانشجویان که خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» می‌نامیدند، سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران را اشغال کردند و دیپلمات‌های حاضر در ساختمان را به گروگان گرفتند.

این اقدام چند روز پس از آن صورت گرفت که آخرین شاه ایران بعد از مدتی سرگردانی در کشورهای مختلف سرانجام به آمریکا رفت. این موضوع باعث خشم دانشجویان شد که از فردای انقلاب در پی محاکمه شاه بودند. این‌چنین بود که آنان تصمیم گرفتند در جریان برگزاری راهپیمایی به مناسبت سالروز کشتار دانش‌آموزان توسط رژیم شاه در سال ۱۳۵۷ که به عنوان روز دانش‌آموز شناخته می‌شد، سفارت ایالات متحده را تسخیر کنند.

روزنامه کیهان بعدازظهر ۱۳ آبان در گزارشی که به چاپ سوم روزنامه منجر شد، نوشت: صبح امروز گروهی که در جمع تظاهرکنندگان مراسم دانشگاه شرکت داشتند و از خیابان طالقانی تهران عازم دانشگاه بودند جلو سفارت آمریکا شروع به دادن شعارهای ضدامپریالیستی کردند و از بالای در و دیوار سفارت خود را به محوطه سفارت رساندند و آنجا را اشغال کردند. این جریان در ساعت ۱۱ صبح امروز اتفاق افتاد و گروهی که وارد سفارتخانه شده‌اند بین ۱۵ تا ۳۰ نفر هستند. جریان اشغال سفارت به کلانتری اطلاع داده شد.

به نوشته روزنامه کیهان ساعت ۱۲:۱۵ همان روز یک مقام بلندپایه وزارت خارجه در تماسی با این روزنامه درباره اشغال سفارت آمریکا توسط گروهی نا‌شناس گفت: “از صبح که به ما موضوع را گزارش دادند، نخست‌وزیری، سپاه پاسداران و شهربانی اقدامات لازم را از طریق سفارت انجام داده‌اند. تاکنون عده‌ای از این تظاهرکنندگان وارد زیرزمین سفارت شده‌اند و از طرف سفارت هم با پرتاب گاز اشک‌آور اقدام به متفرق کردن آن‌ها شده است.

از ساعت ۱۶‌‌ همان روز، آزاد کردن گروهی از ایرانیانی که به عنوان مراجعه کننده یا کارمند در داخل سفارت بودند آغاز شد و آمریکایی‌ها با چشم بسته به محل دیگری منتقل شدند. همزمان یکی از متحصنین که در داخل سفارت بود، پس از خارج شدن از آنجا در گفت‌وگو با روزنامه‌ها گفت ما به عنوان اعتراض به سیاست آمریکا اینجا را اشغال کرده‌ایم و گروهی از دانشجویان در محوطه متحصن شده‌اند و اعلام کرده‌اند که تحصن آن‌ها ادامه خواهد داشت.

اعتراض نسبت به پذیرش شاه از سوی دولت آمریکا، اعتراض به عملکرد دولت موقت، شناسایی جاسوسان آمریکایی و عوامل داخلی آن‏‌ها، پایان دادن به توطئه‌گری و سلطه جویی‏های آمریکاییان در ایران، نشان دادن ضربه شستی به ایالات متحده به تلافی طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ در ایران، اعتراض به آمریکا به علت ایجاد فشار تبلیغاتی انحصاری و کمک و حمایت از افراد ضدانقلاب و فراری علیه انقلاب اسلامی از جمله مواردی بود که از سوی دانشجویان به عنوان دلایل تسخیر سفارت عنوان شد.

 یک روز پس از حمله به سفارت، مهندس مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت که مخالف تسخیر سفارت آمریکا بود استعفانامه خود را تقدیم آیت الله خمینی کرد، موضوعی که با استقبال دانشجویان داخل سفارت آمریکا مواجه شد.

طی روزهای بعد از تسخیر سفارت آمریکا دانشجویان در گفت‌وگو با رسانه‌ها بار‌ها تاکید کردند که سفارت آمریکا لانه جاسوسی و مرکز توطئه‌ها و طرح‌های ضدانقلاب است. اما در عین حال تاکید کردند این حرکت یعنی اشغال سفارت محدود خواهد بود.

۲ روز بعد از تسخیر سفارت آمریکا آیت الله خمینی نیز با استقبال از حرکت دانشجویان گفت: مرکزی که جوان‌های ما گرفته‌اند مرکز جاسوسی و توطئه بوده است. امام خمینی افزود: آمریکا توقع دارد که شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پایگاهی هم اینجا برای توطئه درست کنند، و جوان‌های ما بنشینند و تماشا کنند.

بعد از سخنرانی امام خمینی در حمایت از اقدام دانشجویان مردم به پشتیبانی گسترده از این حرکت پرداختند و با راهپیمایی‌های گسترده و شبانه‌روزی در اطراف سفارت حمایت خود را از آنان اعلام کردند. پس از چندی امام خمینی در سخنانی اعلام کرد زنان و سیاهپوستانی که در میان گروگان‌ها بودند آزاد و بقیه که ارکان سفارت آمریکا در تهران بودند به عنوان گروگان باقی می‌مانند.

یک روز بعد دانشجویان پیرو خط امام که در داخل سفارت مستقر بودند، پس از آماده کردن لیست ۱۳ گروگان زن و سیاهپوست طی نامه‌ای از سیداحمد خمینی (فرزند آیت الله خمینی) خواستند که برای مراقبت و نظارت در امر نقل و انتقال گروگان‌ها به سفارت بیاید تا هنگام آزادی آنان را تا محل وزارت خارجه و از آنجا به فرود‌گاه مهرآباد همراهی نماید.

 بعد از تسخیر سفارت واشنگتن در تهران، دولت آمریکا حاضر نشده بود شاه مخلوع ایران را تحویل دهد، طی ماه‌های بعد با واسطه کردن بسیاری از چهره‌های جهانی از جمله پاپ خواستار آزادی گروگان‌ها شد اما وقتی با مخالفت ایران روبرو شد، ناامید از راه حل سیاسی، تصمیم به اجرای طرحی نظامی برای نجات گروگان‌ها گرفت و با یک برنامه از پیش تنظیم شده، در تاریخ ۵ اردیبهشت ۵۹ با هشت فروند هلیکوپتر و یک هواپیما به خاک ایران حمله کرد اما با وقوع طوفان شن در صحرای طبس این عملیات به شکست انجامید و نیروهای آمریکایی با ۹ نفر کشته و بی‌آنکه موفقیتی به دست بیاورند به کشورشان بازگشتند.

یکسال پس از آغاز گروگان‌گیری تصمیم‌گیری درباره این موضوع به مجلس کشیده شد. سرانجام در ۱۱ آبان ۱۳۵۹ چهار شرط پیشنهادی کمیسیون ویژه درباره گروگان‌های آمریکایی به تصویب رسید:

  1. آزاد گذاشتن تمامی سرمایه‌های ایران ۲٫ لغو تمام ادعاهای آمریکا علیه ایران ۳٫ تضمین عدم دخالت سیاسی و نظامی‌ آمریکا در ایران ۴٫ باز پس دادن اموال شاه

 سرانجام این چهار شرط به تصویب و به دولت برای اجرا ابلاغ شد. کیفیت اجرا هم برعهده دولت گذاشته شد. آنچه مجلس می‌خواست این بود که چهار شرط تصویبی به نتیجه برسد. قرار شد اگر آمریکا شرایط را پذیرفت، اقدامات اجرایی صورت بگیرد و اگر نپذیرفت، پیش‌بینی شده بود که قوه قضائیه خود را برای محاکمه جاسوس‌های آمریکایی آماده کند.

پس از مصوبه مجلس، دانشجویان با آیت الله خمینی ملاقات کردند. ایشان ضمن تایید مصوبه مجلس، مسئولیت نگهداری گروگان‌ها را به دولت واگذار کرد. دولت هم با تعیین بهزاد نبوی، مشاور امور اجرایی نخست وزیر پیگیری مساله را آغاز کرد. در این میان با توجه به ممنوعیت مذاکره مستقیم با آمریکا که در مصوبه مجلس بر آن تاکید شده بود، حضور یک میانجی بین ایران و آمریکا ضروری بود که این کار به دولت الجزایر که حافظ منافع ایران در آمریکا بود، سپرده شد. پس از گذشت چند روز از مصوبه مجلس، مذاکرات آغاز شد.

سرانجام پس از ماه‌ها مذاکره و مشورت‌های گسترده، با درایت و دقت نمایندگان ایران و الجزایر، مذاکرات به نقطه قابل قبولی رسید و با دو لایحه‌ای که دولت ایران در ارتباط با حل و فصل اختلافات مالی و حقوقی ایران و آمریکا و بازپس گرفتن اموالی شاه و بستگانش، به مجلس ارائه کرد و به تصویب رسید، مذاکرات سرعت بیشتری گرفت و به امضای سه سند که به بیانیه الجزایر معروف گردید، منجر شد. در این بیانیه بر عدم مداخله آمریکا در امور ایران، استرداد دارایی‌های ایران که در اختیار بانک‌های آمریکایی بود، لغو تحریم‌های تجاری و ادعاهای بی‌اساس آمریکایی‌ها و نیز برگشت دارایی‌های خانواده شاه سابق تاکید شده بود.

 سرانجام پس از کش و قوس‌های فراوان و بعد از آنکه دولت‌های ایران و آمریکا، بیانیه حل و فصل اختلافات را که توسط دولت الجزایر و با توافق طرفین تنظیم شده بود، امضا کردند و آمریکا عملا شرایط آن بیانیه را پذیرفت، بیش از ۵۰ گروگان آمریکایی پس از ۴۴۴ روز، اجازه خروج از ایران را در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۵۹ به دست آوردند.

البته در روایتی که در داخل آمریکا منتشر شده است، طی یک معامله مخفیانه ایران می پذیرد که با با تاخیر گروگان ها را آزادی کند تا زمینه پیروزی ریگان را در انتخابات سال ١٩۸٠ ایالات متحده در مقابل کارتر فراهم شود و از سوی دیگر آمریکا نیز متعهد می شود که جنگ افزارهای نظامی در اختیار ایران قرار دهد. این خود موضوعی است که می توان در یک مقاله جداگانه به آن پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *