دسته‌ها
یادداشت

از ۱۱ سپتامبر تا ۱۳ نوامبر، محور شرارت کیست؟

APTOPIX France Paris Shootingsمحمدرضا نظری / در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶، محمد خاتمی به عنوان نماینده اصلاح طلبان توانست بر خلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها، با اختلاف بیش از ۱۳ میلیون رأی با نفر قبل پیروز انتخابات ریاست جمهوری شود و حدود هفتاد درصد آراء را از آن خود نمود.

با به قدرت رسیدن خاتمی برهه‌ مهمی در تاریخ سیاسی ایران آغاز شد. در حوزه سیاست داخلی وی با شعار “جامعه مدنی” به‌عنوان برداشتی از “مدینه النبی” فضای جدید را در عرصه ایران رقم زد. در عرصه روابط خارجی نیز سیاست تنش زدایی و ایده گفتگوی تمدن‌ها از مهمترین اقدامات دولت خاتمی برای افزایش تعامل با جهان بود.

او تنها رییس جمهور ایران بعد از انقلاب بود که به دعوت دولت‌های اروپایی به آلمان، ایتالیا و اتریش سفر کرد. بازتاب رویکرد خاتمی این بود که دولت آمریکا از تصویب تحریم‌های تازه تر علیه ایران در سنا جلوگیری کرد و شرکت‌های نفتی توتال، پتروناس و گازپروم را از شمول قانون تحریم‌های داماتا معاف ساخت.

در شرایطی که مناسبات ایران و آمریکا در مسیر تنش زدایی گام بر می داشت صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ۱۹ تن از اعضای القاعده، چهار هواپیمای تجاری – مسافربری را ربودند.هواپیماربایان، دو هواپیما را در فاصله‌های زمانی گوناگون تعمداً به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک زدند. در نتیجه این دو برخورد، همه مسافران به همراه عده بسیاری که در ساختمان‌ها حضور داشتند، کشته شدند.

تنها ساعاتی پس از این رویداد محمد خاتمی رییس جمهور وقت ایران این اقدام تروریستی را محکوم و با مردم آمریکا همدردی کرد. عده‌ای از مردم ایران نیز با حضور در محل سفارت سوئیس در تهران ( حافظ منافع آمریکا در ایران) با روشن کردن شمع با مردم آمریکا ابراز همدردی کردند. این درحالی بود که در برخی مناطق خاورمیانه مردم از حملات روی داده به جشن و پایکوبی می‌پرداختند.

در همان ساعت‌های اولیه تیرهای اتهام به سوی مسلمانان و اعراب نشانه رفت. فضای آمریکا به شدت ضد اسلامی و به خصوص ضد عربی شد. جورج بوش، اسلام و مسلمانان را متهم ساخت و حادثه‌ ۱۱ سپتامبر را «آغاز مجدد جنگ‌های صلیبی» نامید، هشت کشور جهان و ۲۰ سازمان مأمن تروریست‌ها و مقصد مقابله معرفی شدند، که غالب آنها مسلمان بودند.

جورج دبلیو بوش رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ تنها ۶ ماه بعد از حوادث یازده سپتامبر و در حالیکه آمریکا موفق شده بود در ائتلافی بین المللی به افغانستان حمله و دولت طالبان را در این کشور سرنگون کند در سخنرانی سالیانه خود در کنگره ایالات متحده آمریکا، از ایران در کنار کشورهای کره شمالی و عراق به عنوان محور شرارت (Axis of Evil) نام برد.

در واقع پاسخ رئیس جمهور وقت آمریکا به پیام همدردی رئیس جمهور ایران و آمادگی ایران برای مقابله با طالبان در افغانستان این بود که نیازی به همراهی ایران نیست.

رئیس گروه سخنرانی نویسان رئیس جمهور آمریکا، دیوید فروم، مبدع عبارت محور شرارت، هیچ موقع فکر نمی کرد که روزی به جای “طالبان” گروهی به نام “داعش” در خاورمیانه به قدرت برسد و ایرانی که به عنوان “محور شرارت” نامیده شده است بتواند جلوی نفوذ این گروه تروریستی را در داخل خاک خود بگیرد.

عدم استفاده از رویکرد صلح جویانه خاتمی و پشت کردن به سیاست تنش زدایی وی برای مبارزه با تروریسم این فرصت همکاری مابین ایران و آمریکا را از بین برد و این تئوری را در جامعه ایران مطرح کرد که در صورتی که حتی با آمریکا نیز همراهی داشته باشیم ولی آنها با رویکرد خصمانه پاسخ ما را می دهند.

پس از محمد خاتمی نیز محمود احمدی نژاد به قدرت رسید و با تمام توان طی هشت سال ریاست جمهوری خود در ایران سیاست های آمریکا را به چالش کشید و تا حدی در این روند پیش رفت که رخداد ۱۱ سپتامبر را «یک دروغ بزرگ» نامید.

حال پس از گذشت هشت سال طوفانی و پر التهاب در عرصه سیاست خارجی ایران، حسن روحانی بار دیگر تلاش می کند با بهره گرفتن از تجربیات دوران خاتمی، فضای جدیدی را در عرصه بین الملل بگشاید. او به خوبی می داند که پس از به سرانجام رساندن پرونده هسته ایی، باید غول های اقتصادی اروپا را برای خروج رکود اقتصادی ایران راهی تهران کند و در همین راستا با افزایش تعاملات اقتصادی بتواند فضای جدیدی در عرصه سیاست خارجی مهیا کند.

ولی در آستانه سفر وی به اروپا و سرآغاز شکوفایی مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران با فرانسه و ایتالیا، شامگاه ۱۳ نوامبر پاریس با حملات پی در پی ترویستی با موجی از وحشت مواجه می شود و داعش با افتخار مسئولیت بزرگترین حملات خونین خود را در قلب اروپا برعهده می گیرد.

روحانی از پله های هواپیمای عازم به اروپا پیاده می شود و ضمن هم دردی با بازماندگان این حادثه، وزیر امورخارجه خود را راهی مذاکرات سوریه می کند. سوریه که در دستان داعش است و بسیاری از کشورهای اروپایی بعد از نظاره گر بودن فجایع انسانی در سوریه حالا با موج پناهندگان این کشور دست و پنجه نرم می کنند.

در واقع موضوع ماندن و یا رفتن بشار اسد و نیز تقسیم نفوذ کشورهای ذینفع در بحران سوریه طی سالهای اخیر باعث شده است که به دالان تروریست پروری که در داخل سوریه شکل گرفته است بی توجه باشند. داعش نیز با فروش نفت و حمایت برخی از کشورها توانست به بزرگترین خطر امنیت جهانی تبدیل شود.

این بار مردم اروپا در مقابل تلویزیون های خود شاهد نمایش های هالیوودی سربریدن های داعش نیستند بلکه با گوشت و پوست خود این فجایع را درک می کنند.  در چنین شراطی باید این سئوال را مطرح کرد که محور شرارت کیست؟ آیا آمریکا و کشورهای اروپایی باز با ادامه سناریوی قبلی خود می خواهند ریشه های تروریست را نادیده بگیرند و اشتباه جورج بوش را تکرار کنند؟ آیا تاریخ دوباره تکرار می شود؟

دسته‌ها
یادداشت

بازخوانی روایت تسخیر سفارت آمریکا در تهران

محمدرضا نظری / در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در شرایطی که ایران در بحبوحه عبور از یک انقلاب قرار داشت. گروهی از دانشجویان که خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» می‌نامیدند، سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران را اشغال کردند و دیپلمات‌های حاضر در ساختمان را به گروگان گرفتند.

دسته‌ها
یادداشت

نقش ایران در حل بحران سوریه چیست؟

محمدرضا نظری / در دوران دولت احمدی نژاد و با توجه به اوج گرفتن بحران هسته ایی ایران، فضای بین المللی به نحوی شکل گرفته بود که نقش ایران در روند تحولات بین المللی و حتی در بحران سوریه نادیده گرفته شود. زیرا آمریکا و نیز برخی از کشورهای اروپایی معتقد بودند که با حضور ایران در روند مذاکرات سوریه، می تواند ضمن خروج از انزوا، از این موضوع به عنوان یک امتیاز در روند مذاکرات هسته ایی با غرب سود ببرد.

به دنبال به سرانجام رسیدن مذاکرات هسته ایی و توافق بر سر اجرای برجام، برای نخستین بار از ایران دعوت شد تا روند مذاکرات برای حل بحران سوریه حضور پیدا کند. البته با حضور ایران برای نخستین بار تمامی مخالفین و موافقین موثر در بحث سوریه، رودرروی هم قرار گرفتند تا با یکدیگر بحث و گفتگو کنند.

قبل از شروع مذاکرات وین و حتی پس از پایان این نشست، هر کدام از نقش آفرینان در روند مذاکرات تلاش می کنند تا دیدگاه خودشان را بر فضای موجود مستولی ببخشند. در این میان عربستان تمایل دارد تا در روند تغییر نظام سیاسی در سوریه (دوران انتقالی) بشار اسد هیچ نقشی نداشته باشد و این پیشنهاد مورد تایید اکثر شرکت کنندگان در این اجلاس نیز قرار گرفت این در حالی است ایران تمایل دارد بشار اسد جزیی از دوران انتقالی باشد.

از طرفی دیگر ترکیه، که تا پیش از این هزینه های زیادی را هم صرف شکست بشار اسد در سوریه کرده بود، اکنون با قدرت گرفتن داعش در سوریه، خود گرفتار خطر تروریسم شده و سیل مهاجرین به کشورش را چون وبالی بر گردن خود می بیند.

روسیه هم که تمام قد از دولت فعلی سوریه حمایت می کند، حملات نظامی خود را در سوریه تداوم بخشیده تا نشان دهد که مخالفین ” اسد ” باید استفاده از نیروی نظامی را برای سرنگونی او فراموش کنند. در ضمن روسیه توانست با حملات متوالی خود جلوی شکست و عقب نشینی نیروهای بشار اسد را بگیرد و فضا را برای پیشروی ارتش وفادار به اسد فراهم کند.

 کشورهای اروپایی نیز که در این ۵ سال از بازگرداندن آرامش به سوریه ناکام مانده اند، با هجوم پناهندگان سوری به اروپا مواجه هستند که ادامه همین روند می تواند فضا را برای نفوذ گروه های داعش به اروپا در لباس پناهجو فراهم کند.

اما آمریکا سناریوی سومی را شروع کرده است، که شاهد این موضوع را می توان در سخنان جان کری وزیر امورخارجه آمریکا دید. جان کری در پایان نشست وین گفت که “خیلی‌ها بر این تصورند که دو گزینه در سوریه هست؛ اسد و تروریسم و ناچار به سمت اسد می‌روند اما اگر آلترناتیو بهتری باشد و در مورد آن اعتمادسازی شود مردم به سمت آن می‌روند” این همان سناریویی است که ایران و روسیه به عنوان حامیان اصلی بشار اسد در آن نقش ایفا می کنند ولی دو کشور ایران روسیه دو نگاه متفاوت به سناریوی آمریکا دارند.

برای روسیه کشور سوریه حتی اگر سرزمین سوخته باشد می تواند به عنوان افغانستانی دیگر سیاست های آمریکا را در خاورمیانه به چالش بکشاند و به عنوان برگ برنده در دستان روسیه برای بازی با آمریکا محسوب می شود ولی از منظر ایران، سوریه خط مقاومت در مقابل اسرائیل است. در واقع وجود یک حکومت همسوی ایران در سوریه می تواند حلقه اتصال حزب الله لبنان، سوریه و ایران در مقابل اسرائیل باشد. این رویکرد ایران دقیقا مخالف سیاست راهبردی عربستان سعودی است. به همین دلیل مقامات سعودی تلاش می کنند تا قدرت حزب الله لبنان و ایران بیش از پیش در منطقه خاورمیانه تضعیف شود و به همین دلیل سرنوشت سوریه برای آنها نیز اهمیت ویژه ایی دارد. در چنین شرایطی باید منتظر بود و دید که در مذاکرات بعدی چه داد وستدهایی توسط قدرت های موثر در بحران سوریه روی می دهد.

دسته‌ها
یادداشت

مارپیچ ظریف بر روی خطوط قرمز سیاست خارجی ایران

۱۰محمدرضا نظری / دکتر ظریف طی دوسال، پس از روی کار آمدن دولت روحانی توانسته است گام های مهمی در عرصه دیپلماسی ایران بردارد و از طریق مذاکره منطقی و بر پایه لزوم دستیابی به یک هدف مشخص، مذاکرات را به پیش ببرد در حالی که برای مذاکره کنندگان با دولت احمدی نژاد این سئوال پیش آمده بود که آیا وی برای به دست آوردن فرصت به منظور اهداف پنهان خود مذاکره می کند یا خیر؟ و همین ابهام به تنهایی باعث شده بود تا روند مذاکرات رفته رفته بی ثمرتر شود.

در دوره قبل از مذاکرات، مسئول تیم مذاکرات هسته ایی، سعید جلیلی، تلاش می کرد تا بر پایه برداشت خود از مبانی انقلاب ایران و فراتر از عرصه دیپلماتیک، به تبیین سیاست یک حکومت دینی در روند مذاکرات بپردازد و در همین راستا راه حلی برای به سرانجام رساندن مذاکرات هسته ایی ارائه دهد. این روند فرسایشی باعث شده بود تا امیدها برای به سرانجام رسیدن مذاکرات هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی در هاله ایی از ابهام قرار بگیرد.

به دنبال روی کار آمدن حسن روحانی، ظریف به عنوان یک دیپلمات پویا و تکنوکرات، وارد میدان مذاکرات شد ولی برخلاف سعید جلیلی تلاش می کرد تا از آداب دیپلماتیک و نیز روش های مرسوم بین المللی در مذاکرات استفاده کند تا در ابتدا فضای منفی شکل گرفته درباره روند مذاکرات و تیم مذاکره کننده را تلطیف کند و در گام بعدی بتواند مذاکرات را به پیش ببرد که این موضوع  خود سرفصل جدیدی برای حملات اصولگرایانِ با نفوذ به وی شد.

ظریف به خوبی می دانست که بر پایه اصول بدیهی مذاکره، می بایست با همتای آمریکایی خود وارد مذاکره شود و در مواردی برای فرار از شنود مذاکرات توسط سرویس های امنیتی اسرائیلی و سایر کشورها راهی جز قدم زدن و مذاکره با جان کری ندارد که همین قدم زدن نیز سراغاز حملات پی در پی به وی شد.

هرچند که روحلانی تلاش می کند تا در موضوعاتی از این قبیل، ورود پیدا نکند ولی باید به یاد داشته باشیم که وی یکی از برجسته ترین چهره های امنیتی ایران محسوب می شود که سالها دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بوده است و به خوبی می داند چگونه با فضا سازی جدید، می توان فشار را از روی وزیر امورخارجه اش بردارد. با این حال روند اعتراض ها به عملکرد تیم روحانی درباره توافق هسته ایی، طی ماه های اخیر، به مرور فزونی گرفته است. مخالفان مدعی هستند که با اجرای برجام، تحریم های علیه ایران برطرف نمی شود و مجلس ایران نیز نباید این توافق هسته ایی را به تصویب برساند.

به همین منظور نیروهای محافظه کار از طرفداران خود خواسته اند که با تجمع در مقابل مجلس، فشار را بر طرفداران روحانی در مجلس افزایش دهند. تا آنها بتوانند با قدرت بیشتری علیه برجام موضع بگیرند.

در چنین فضایی، دست دادن محمد جواد ظریف در هفتادمین اجلاس سران مجمع عمومی سازمان ملل با رئیس جمهور آمریکا سوژه داغ جدیدی را برای محافظه کاران مخالف توافق هسته ایی مهیا می کند.

شاید این موضوع برای هر یک از شخصیت های سیاسی و دیپلماتیک یک امر بدیهی باشد ولی در ایران که از رئیس جمهور آمریکا به عنوان شیطان یاد می شود و تصاویر وی هرازگاهی در کنار قاتل امام سوم شیعیان بر دیوار پایتخت ایران به تصویر کشیده می شود، معنی دیگری دارد.

مخالفت ها با دست دادن ظریف با اوباما تا حدی پررنگ شده است که یکی از نمایندگان محافظه کار در صحن علنی مجلس گفت “دقیقا زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی ها به آغوش مرگ خفتند یا مفقود شدند، ظریف به طور اتفاقی خود را به آغوش اوباما رساند.” “آقای ظریف غلط زیادی کرده است”

حمید رسایی نماینده محافظه کار دیگری است که در مجلس به دست دادن ظریف و اوباما حمله می کند: “۲سال قبل، به طور اتفاقی آقای روحانی با اوباما تلفنی صحبت کرد، سال قبل گفتند به طور اتفاقی ظریف با «جان‌ کری» وزیر امور خارجه امریکا نیم ساعت قدم زده است، امسال گفتند به طور اتفاقی آقای ظریف و اوباما رییس‌جمهور امریکا مواجه شدند و با هم دست دادند حتما سال آینده می‌گویند به طور اتفاقی پریدند بغل هم و روبوسی کردند.”

اصولگریان مخالف تصویب توافق هسته ایی گام به گام تلاش می کنند تا ضمن پیوند دادن رفتار ظریف در مواجهه با اوباما به توافق هسته ایی، به نحوی بتوانند از دولت روحانی امتیازبگیرند و یا دولت روحانی را در حل پرونده هسته ایی ناکام بگذارند.

به عنوان شاهد این موضوع می توان به سخنان علیرضا زاکانی، رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس ایران، اشاره کرد که گفت : “آنچه در نیویورک توسط آقای ظریف اتفاق افتاد از دو حال خارج نیست: یا تلاش عامدانه برای عادی‌سازی ارتباط با آمریکاست که پشت پا زدن به آرمان‌های انقلاب است یا ناتوانی در پیش‌بینی حرکت دشمن و اتخاذ اقدام مناسب در برابر آن که خلاف هوش دیپلماتیک است. دست دادن آقای ظریف با اوباما مصداق بارزی از زمینه سازی عامدانه یا جاهلانه برای نفوذ سیاسی دشمن در شرایط پسابرجام و خطایی نابخشودنی است و مایه تأسف است که وزیر خارجه ما که باید نخستین سنگر در برابر نفوذ سیاسی استکبار جهانی باشد خود دست به تابوشکنی بزند و دست شیطان بزرگ را بفشارد.”

همین اظهارات رئیس کمیسیون برجام نشان می دهد که محافظه کاران داخل مجلس و نیروهای حامی آنها در بیرون مجلس، چگونه در صدد تخریب شخصیت ظریف برآمده اند؛ تا حدی که وی را خائن  و متهم به عبور از خطوط قرمز نظام معرفی کنند.

حال باید منتظر بود و دید که روحانی برای خارج کردن ظریف از بحرانی که اصولگرایان به دنبال ایجاد آن هستند چه ترفندی از کلاه خود در می آورد. فراموش نکنیم که روحانی ضمن آشنایی به خطوط قرمز ایران، سالها در یکی از مهمترین سمت های امنیتی ایران حضور داشته است و به خوبی با جنگ های روانی گروه های محافظه کار آشناست و با صبوری و سکوت در مواجه به حملات آنها تلاش می کند تا ضمن موضع گیری در مقابل عربستان سعودی درباره کشته شدن حجاج ایرانی، فضا را به این سمت این موضوع هدایت کند. باید منتظر بود و دید که تا چه اندازه وی موفق خواهد بود.

دسته‌ها
یادداشت

جدال سهمگین تیم مذاکره کننده روحانی و احمدی نژاد در کمیسیون برجام مجلس

محمدرضا نظری / باوجود شکست جمهوری‌خواهانی که در سنای آمریکا با توافق مخالف هستند، کمیسیونی که مجلس ایران برای بررسی برجام ایجاد کرده، به روند فعالیت خود ادامه می‌دهد. متن مذاکرات کمیسیون برجام مجلس ایران برخلاف مذاکرات کنگره آمریکا که به‌صورت زنده و مستقیم از کانال‌های تلویزیونی پخش شد، با تأخیر و به‌صورت گزینشی توسط صداوسیما منعکس می‌شود. اما همین پخش گزینشی هم نتوانست جذابیت‌ها و حواشی این کمیسیون را کاهش دهد.

در هفته گذشته نوع مواجهه برخی اعضای کمیسیون برجام با عباس عراقچی معاون وزیر امورخارجه و مذاکره کننده ارشد هسته ایی ایران تعجب‌برانگیز بودکه در بعضی موارد باعث اعتراض عضو ارشد تیم هسته‌ای شد.

حضور سعید جلیلی رئیس تیم مذاکره کننده هسته ایی احمدی نژاد و فریدون عباسی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در کمیسیون بررسی برجام بر ادامه حواشی عملکرد این کمیسیون افزود.

سعید جلیلی در سخنان خودش به این نتیجه رسید که در توافق هسته ایی ایران هیچ دستاورد خاصی وجود نداشته‌ است و ایران از بیش از ۱۰۰ حق خود چشم‌پوشی کرده است. جلیلی همچنین مدعی شد در این توافق، نظام تحقیر شده و ایران مسائل غیرمتعارف را در توافق پذیرفته است.

سعید جلیلی در همین جلسات گفت که تیم مذاکره‌کننده فعلی (تیم ظریف) در شرایطی کار را برعهده گرفته که طرف مقابل آماده لغو تحریم‌ها و پذیرفتن غنی‌سازی بود.

حمید بعیدی‌نژاد، رئیس تیم کارشناسی مذاکره کننده هسته ای ایران در وین در واکنش به اظهارات سعید جلیلی رئیس تیم مذاکره کننده هسته ایی احمدی نژاد با رد ادعای وی مبنی بر آمادگی طرف مقابل برای لغو تحریم‌ها در آخرین مذاکرات پیش از انتخابات سال ۱۳۹۲ گفت:”در دوره گذشته حتی دو طرف وارد مرحله پیش‌مذاکره هم نشده بودند چه برسد به مرحله مذاکره”.

در حالی سعید جلیلی مدعی شده است که مذاکرات در دوران وی به مرحله نهایی رسیده بود که «رابرت جی اینهورن»، مذاکره‌کننده ارشد آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، به یک نشریه ایرانی گفته بود: “ما در بسیاری از ساعاتی که به سخنرانی‌های آقای سعید جلیلی گوش می‌دادیم، مطالب بسیاری در مورد تاریخ ایران و دغدغه های ایشان یاد گرفتیم. متأسفانه پیشرفت‌های کمی در مذاکرات آن دوره ایجاد شد”.

اما این پایان ماجرا نبوده و احتمالا نخواهد بود. مذاکرات کمیسیون برجام تبدیل به جایگاه و فرصتی برای بازگویی ناگفته‌ها از سوی طرفین شده است. در آخرین رخداد، علی‌اکبر صالحی رئیس فعلی سازمان انرژی اتمی و وزیر امورخارجه دولت احمدی نژاد، با حضور در کمیسیون ویژه برجام، به سؤالات نمایندگان پیرامون توافق هسته‌ای پاسخ داد.

البته بخش اعظم سخنان صالحی به پاسخ‌گویی به مدعیات جلیلی و عباسی اختصاص داشت. صالحی با رد ادعاهای جلیلی مبنی‌بر اینکه دستاورد ایران در توافق وین کافی نبوده، گفت: حالت ایده‌آل این بود که غنی‌سازی ٢٠ درصد باشد، آب سنگین اراک باشد، آنها هم می‌آمدند از ما عذرخواهی می‌کردند و تحریم‌ها را هم برمی‌داشتند.

وی در واکنش به ادعای آقای سعید جلیلی که وی در مذاکرات هسته ایی حق غنی سازی را به دست آورده بود گفت: اگر اینطور است، سند را امضا هم می‌کردید و کار را تمام می‌کردید. آقای صالحی در ادامه به این نکته اشاره کرد که ممکن است فردا فرد شجاعی پیدا شود که برود قلب راکتور اراک را سرجایش بگذارد و با زن و بچه اش برود آنجا زندگی کند؛ آخر که چه؟ مگر شجاعت به این مسائل است؟ می‌خواهند هشتاد میلیون نفر را به خاطر اینکه بگویند شجاع هستند، به خطر بیندازند. مسائل ایمنی در هسته‌ای با ایمنی در ایران خودرو (کارخانه خودرو سازی) فرق دارد.

رئیس سازمان انرژی اتمی در واکنش به سخنان جلیلی که مدعی شده بود در زمان او هم طرف مقابل حاضر به پذیرش حق غنی‌سازی ایران بود، گفت: آنها در آلماتی و استانبول اصلا غنی‌سازی را نپذیرفتند. هیچ سندی در این رابطه وجود ندارد، اگر می‌گویند ١+۵ غنی‌سازی ایران را به رسمیت شناخته‌اند، سند بیاورند. تنها چیزی که ١+۵ گفتند این بود که حق صلح‌آمیزبودن هسته‌ای شما را به رسمیت می‌شناسیم.

در ادامه انتقادها به عملکرد کمیسیون ویژه مجلس برای بررسی «برجام»، مسعود پزشکیان عضو اصلاح طلب این کمیسیون هم با انتقاد از برخی رفتارهای سلیقه‌ای اعضا کمیسیون گفت: تعدادی از اعضای کمیسیون برخوردهای سلیقه‌ای دارند که با بررسی بی‌طرفانه منافات دارد. تعدادی از دوستان از آقای صالحی سؤال می‌پرسیدند اما اجازه نمی‌دادند جواب بدهد، در حالی که در جلساتی که آقای جلیلی در کمیسیون حاضر می‌شود، تنها او است که صحبت می‌کند و بقیه در تأیید صحبت‌های جلیلی فقط سکوت می‌کنند. وی افزود: برداشت من از رفتارهای دوگانه اعضای کمیسیون برجام این است که به نظر می‌رسد عده‌ای از قبل تصمیم‌شان را گرفته و این جلسات تنها برای جمع‌آوری داده‌هایی در راستای جمع‌بندی ذهنی خودشان است.

وی با یادآوری این موضوع که جلیلی تأکید داشت ۱۰۰ حق مسلم ایران در برجام از بین رفته است، گفت: ما تنها به دنبال دو حق بودیم که به دست آوردیم؛ اولی مجوز بین‌المللی برای فعالیت‌های هسته‌ای بود، دومی هم داشتن آب سنگین، که در برجام هر دو حق لحاظ شده است.

با حضور آقای ظریف و نیز وزیر دفاع کابینه روحانی در جلسه بررسی برجام باید شاهد روزهای پرهیجان تری در این کمیسیون باشیم. زیرا در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی، موضوع بررسی پرونده هسته ایی به یک سوژه انتخاباتی نیز تبدیل شده است و هر یک از جناح های سیاسی تلاش می کند تا در این موضوع نقش پررنگتری از خود نشان دهد.

اصولگرایان تمایل ندارند توافق هسته ایی اجرا شود و آن را خطری برای آینده نظام می دانند و طرفداران روحانی می خواهند بعد از اجرای توافق، گام های بعدی خود را برای نزدیکی با غرب بردارند.

دسته‌ها
یادداشت

مسیر بررسی توافق هسته ایی در ایران تغییر کرد

محمدرضا نظری / رئیس جمهور حسن روحانی به دنبال توافق هسته ایی ، تلاش زیادی کرد تا از طریق بررسی توافق هسته ایی در شورای عالی امنیت ملی راه دخالت مجلس ایران را در روند تصویب این توافق ببندد.

حتی روحانی در کنفراس خبری اخیر خود گفته بود: آنچه امروز انجام می‌گیرد، در واقع راستی آزمایی نسبت به اجرای معاهده‌ای است که قبلاً ایران آن را پذیرفته است. بحث این است که عده ای می گویند شما معاهده ان پی تی را که قبلا پذیرفته بودید آیا درست اجرا کردید یا نه؟ تمام مذاکرات برای این بود که ما ثابت کنیم اتهامات وارده درباره صحت اجرای این معاهده ناروا است و همچنین آنها نسبت به آینده برنامه هسته‌ای ایران اعتماد داشته باشند که این روند صلح‌آمیز است. پس تمام بحث‌ها برای درست اجرا شدن معاهده‌ای بوده که قبلاً ایران عضو آن معاهده شده است و مجلس های قدیم آن معاهدات را تصویب کرده و به صورت قانون در آوردند.

اقای روحانی در ادامه اظهارات خود در نشست خبری با خبرنگاران در توجیه عدم ارسال متن برجام به مجلس گفت: هیچ کشور دیگری از میان اعضای ۱+۵ این توافق را نبرده در پارلمان خودش که ما ببریم در پارلمان و بخواهیم آن را تصویب کنیم. به مجلس رفتن معنایش این است که، توافقی که تا امروز رییس‌ جمهور و وزیر خارجه امضا نکرده اند، امضا کنند. در ادامه هم آن موقع باید برود در هیات وزیران دولت تصویب شود. یعنی مدام برای ایران الزاماتی ایجاد می‌کنیم که هیچ کشوری چنین کاری نکرده است. در بقیه کشورها هم رییس‌ جمهوری و وزیر خارجه آنها امضا نکرده و دولتهای آنها این توافق را تصویب نکرده اند. چرا ما می‌خواهیم یک فشاری را از لحاظ حقوقی بر مردم ایران وارد بکنیم؛ فشاری که هیچ الزام و نیازی به آن نداریم. اصل ۱۲۵ قانون اساسی ایران کاملا روشن می‌کند، که چیزی را باید رییس‌ جمهوری و یا نماینده‌اش امضاء کند ولی سبک برجام این بوده که دولت‌ها با هم تفاهم کنند و این تفاهم در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شود که آن هم رفته و تصویب هم شده است.”

البته این اولین باری نبود که موضوع عدم بررسی توافق هسته در مجلس ایران مطرح می شد، روز ۲۰ مرداد ماه، عباس عراقچی معاون وزارت امور خارجه ایران گفته بود که توافق هسته‌ای با گروه ١+۵ (برجام) نیازمند تصویب مجلس نیست. وی که از اعضای ارشد گروه مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران است افزود: اگر چه طبق اصل ٧٧ قانون اساسی، همه موافقتنامه‌ها و معاهدات بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد، اما برجام برنامه اقدام مشترک است که دو طرف به صورت داوطلبانه اجرا می‌کنند. او گفت که از نظر حقوقی عده‌ای معتقدند برجام نیاز به تصویب مجلس دارد و عده دیگری بر خلاف آن نظر می‌دهند و با تاکید بر اینکه بررسی این موضوع از نظر سیاسی با بررسی حقوقی آن تفاوت دارد افزود: وزارت خارجه معتقد است که برای حفظ منافع ملی، صلاح نیست که برجام در مجلس به تصویب برسد چرا که هیچکدام از کشورهای ١+۵ هم آن را در پارلمان‌های خود به تصویب نمی‌رسانند.

در ادامه مخالفت دولت روحانی درباره بررسی روند توافق هسته ایی، شاهد موضع گیری های سخنگوی دولت روحانی نیز بودیم. محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت، نیز چندی پیش در نشست هفتگی خود با خبرنگاران ایران گفت: «از آنجا که شروط نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از جمله رعایت منافع ملی و حفظ دستاوردهای هسته‌ای، در توافق هسته‌ای رعایت شده است، پس ارائه آن به مجلس زاید است و تنها باید در شورای عالی امنیت ملی به تصویب برسد.» در ادامه مخالفت بررسی توافق هسته ایی در مجلس، دکتر علی‌اکبر صالحی، رئیس انرژی هسته‌ای ایران نیز بررسی مفاد توافق هسته ایی در مجلس ایران را لازم ندانست.

ادامه این روند، اعتراض گسترده اصولگرایان و نمایندگان مجلس را به همراه داشت، روند اعتراض ها آنچنان فزونی گرفت که رهبری ایران در ۱۲ شهریور در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، در حالی که حسن روحانی نیز در جلسه حضور داشت تاکید کردند که مصلحت نیست مجلس از بررسی برجام کنار گذاشته شود و افزودند: “درخصوص ابعاد حقوقی و قانونی این موضوع و اقتضائات آن، باید صاحبنظران و کارشناسان حقوقی نظر دهند اما از نگاه کلی، من معتقدم و به آقای رئیس جمهور هم گفته ام که مصلحت نیست، مجلس شورای اسلامی از موضوع بررسی برجام کنار گذاشته شود…من در مورد نحوه بررسی و اینکه آن را رد کنند و یا تصویب کنند هیچ توصیه ای به مجلس ندارم و این، نمایندگان ملت هستند که باید تصمیم بگیرند.”

بنابراین، با بیانات صریح رهبری مبنی بر بررسی برجام در مجلس، دیگر مقاومت رئیس جمهور و مقامات دولتی در این زمینه، جای توجیهی ندارد و اصولگرایان طی اظهاراتی به این نکته اشاره کردند که تضعیف جایگاه مجلس و نادیده گرفتن نقش آن در معاهدات و توافق های بین المللی نباید به یک رویه ای تبدیل شود که دولت ها برای پیاده سازی برنامه های خود و ایجاد انحصار در تصمیم گیری های کشور، به دنبال آن باشد؛ به طور حتم حسن روحانی، برای این شرایط نیز سناریوی جدیدی طراحی خواهد کرد.

او به خوبی می داند که امکان تغییر در محتوای توافق هسته ای در مجلس ایران می تواند کلیه معادلات و اصل توافق را زیر سئوال ببرد بنابراین باید از طریق نیروهایی که در مجلس دارد ساز و کاری را مطرح کند تا مجلس تنها بتواند به کلیات توافق رای مثبت یا منفی بدهد. در این میان نقش افرادی همچون علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی پررنگتر می شود.

باید به این نکته توجه داشت که طی چند ماه آینده انتخابات مجلس در ایران برگزار می شود وعلی لاریجانی تا کنون توانسته است همراهی خوبی با دولت داشته باشد و عملکرد موفق لاریجانی در بررسی برجام می تواند حمایت کامل دولت از خود را به دست بیاورد تا در مجلس بعدی نیز ریاست مجلس را بار دیگر برعهده داشته باشد.

همراهی لاریجانی با روحانی می تواند مسیر بررسی توافق هسته ایی را به سود دولت برگرداند و از دخالت مستقیم مجلس بکاهد، موضوعی که نتیجه آن طی چند هفته آینده مشخص خواهد شد.