دسته‌ها
یادداشت

رئیس بخش فرهنگی سفارت ژاپن: مردم ژاپن به تاریخ عظیم ایران علاقه دارند

رئیس بخش فرهنگی سفارت ژاپن در گفتگو با آوا دیپلماتیک، معتقد است تحریم های وضع شده علیه ایران منجر به دور شدن دو کشور از یکدیگر شده است.گنکی فوجی، اولین فعالیت دیپلماتیک در دستگاه دیپلماسی ژاپن، با حضور در تهران آغاز کرده است، وی که متولد شهر کاناگاوا در نزدیکی توکیو است در زمان حضور در ایران، کمتر از سی سال سن داشت و از جمله جوانترین دیپلمات های خارجی در ایران محسوب می شود.

دسته‌ها
گفتگوی بین الملل

دکتر اطهری: حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به کردستان عراق نبود

آفتاب- محمدرضا نظری / در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنش‌های فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است.

هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیک‌های وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت.

سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کرده‌اند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه ۹۰ ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگرای رفاه را نیز منحل کردند.

این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفته‌اند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک می‌توانست بهانه دیگری را به دست نظامی‌ها جهت کودتا علیه دولت «رجب طیب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامی‌های ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت.

به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.

باتوجه به سیر تحولات پس از ۱۱ سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقه‌ایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه ۱۱ سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیست‌های ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش‌ تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکایی‌ها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاه‌های آمریکا در خاک ترکیه انجام می‌شد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران می‌توانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمی‌توان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانی‌ها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده می‌کردیم.

آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟

اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت‌ و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت می‌کند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمی‌کند و این نکته مهمی است.

اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمی‌دهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد.

در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا می‌توان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،‌خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقاله‌هایی توصیه می‌کند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیه‌های جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است.

البته افرادی که مسائل ترکیه را نمی‌دانند به این شکل تحلیل می‌کنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمی‌تواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت می‌کند بین احزاب و گروه‌ها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،‌مذهبی و یا سیاسی تعریف می‌شود؟ اکنون اروپا نمی‌گوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفت‌های اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوسته‌اند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند.

تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص می‌شود که آمریکا می‌گوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام می‌دهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.

مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟

ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانی‌نشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان می‌دهد. البته نقض حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم می‌دانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترک‌های کوهی می‌گویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود.

در این کشور ۲۰ میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیج‌فارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شده‌اند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از ۵۰ سال به طول انجامد.

آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا می‌دانید؟

در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگ‌های ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علوی‌ها ،‌کردها، نظامی‌ها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند.

در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر ۱۰ سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه ۹۰ اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عده‌ایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز می‌شود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوری‌خواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که می‌توان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریه‌هایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبش‌های اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه ۸۰ بود.

به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل می‌دهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروه‌های فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شده‌اند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علوی‌ها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.

وقوع کودتای نرم علیه دولت نجم‌الدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟

تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کرده‌اند. به عنوان نمونه اربکان می‌گفت:«‌ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی می‌دانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.

آیا می‌توان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟

سکولاریسم در بی‌طرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،‌جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی می‌دهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب می‌شد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله‌ آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابان‌ها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاه‌ها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.

چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟

آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بین‌المللی، اروپا و آمریکا را نمی‌دانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوری‌خواه خلق، ‌بعضی از وزیران دولت‌های قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود.

حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمی‌کنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها می‌گویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ می‌کنند . پس از انتخابات شوراها بازپس‌گیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبت‌نام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده می‌کند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوری‌خواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقی‌تر و برنامه‌های پیشرفته‌تری ارائه کرد.

تا چه اندازه موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر می‌دانید؟

شاخص‌های اقتصادی باید در کنار اعتبار بین‌المللی و منطقه‌ایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران می‌توان قرارداد چاه‌های نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری می‌کنند و توانسته است موفقیت‌هایی در مسئله نفت، انرژی،‌گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب می‌شود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر می‌گیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.

همیشه در تاریخ ژنرال‌های ترکیه در مقابل پیش‌روی اسلامگرایان واکنش تندی نشان می‌دادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل می‌کنید؟

هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بین‌المللی برخوردار هستند در واقع هر ۴ بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بین‌الملل همراه بوده است. در واقع هیچ‌وقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه آمریکا نظام بین‌الملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامی‌ها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامی‌ها نیز اکنون احساس کرده‌اند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.

البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،‌حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.

ولی در زمان اربکان نظامیها بهانه‌های لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بین‌المللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد.

این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوه‌خواری وبا تجربه‌هایی که در شهرداری استانبول داشتند توانسته‌اند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام می‌دهد که ملت می‌خواهند حتی درباره اقلیت‌ها شاهد بوده‌ایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترک‌های کوهی نام برده می‌شد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت می‌کرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانسته‌اند به صورت انفرادی ۲۰ نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت می‌گرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.

با توجه به وجود فروشگاههای زنجیره‌ای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟

از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بین‌الملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بین‌الملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح می‌شود و به صورت برنامه عملیاتی در می‌آید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب می‌پرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام داده‌اند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت می‌کند و دولتی محسوب می‌شود.

این در حالی است که کمک‌های مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت می‌کند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقش‌بندیه هستند.

روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیب‌هایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشده‌اند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان می‌کشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید می‌کرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی می‌دهد. پس از مدتی مهاجرت‌هایی از ایران به ترکیه شروع می‌شود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی می‌شود که می‌خواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند.

در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک می‌کرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمک‌های مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجم‌الدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.

پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل می‌شود چرا در ادامه ترک‌ها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمی‌دهند؟

در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی می‌کنید و حتی کارت بازی دیگران می‌شوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمی‌خواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.

آیا در رقابت ترکیه با ایران می‌تواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟

این سرزمین‌های بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شوند. علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش می‌کند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمی‌تواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمی‌تواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی می‌تواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابت‌های سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.

ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب می‌شود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟

اگر ترک‌ها بخواهند بازی درآورند می‌توانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خط‌های رقیب دیگری هم می‌توان مطرح کرد و حتی می‌توانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترک‌ها از ایران انرژی دریافت می‌کنند از روسیه نیز استفاده می‌کنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیت‌های خودمان را افزایش دهیم می‌توانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترک‌ها به خاطر ایران می‌گویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیت‌های موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.

پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکت‌های تاو و ترک سل داشته‌اند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکایی‌ها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟

واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترک‌ها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایه‌گذاری می‌کردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایه‌گذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکایی‌ها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبوده‌ایم. پایگاه‌هایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین می‌شود.

البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب می‌شوند وقتی که از سوی آمریکا نقشه‌های پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان می‌دهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب می‌کند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکایی‌ها قرار دارد. فکر می‌کنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژه‌هایی که جنوب شرقی وجود دارد قوی‌تر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.

آیا می‌توان حمله پیش‌دستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟

از سال ۱۹۸۴ پدیده‌ایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال ۱۹۸۴ پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۷ چند شورش بزرگ قومی داشته‌اند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از ۱۵ میلیون جمعیت دارد ترک کوهی می‌نامند. بعد از اینکه شمال‌ عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.

بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه می‌دهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمی‌گویم که تمام کردها مانند هم فکر می‌کنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشه‌ای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولت‌های گذشته متفاوت است سعی می‌کند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونت‌آمیز نمی‌تواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد می‌تواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیش‌دستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه می‌خواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد می‌تواند حتی تا اربیل هم پیش‌روی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است.

در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیت‌ها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها می‌شود.

درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت می‌گیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟

این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلی‌نیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد می‌توانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمی‌کنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند.

واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورج‌بوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیده‌اند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقب‌نشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی می‌کنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر می‌کرد که آمریکایی‌ها آنها را به ترکیه فروخته‌اند این مسئله باعث می‌شود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیق‌تری دقت کنند.

آیا سیر تحولات منطقه را می‌توان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟

طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند سعی می‌کنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ می‌گفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایه‌داری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.

این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح می‌شود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.

حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟

وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکایی‌ها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکرده‌اند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه می‌گوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بی‌سوادی ۷۰ درصد کردها، فقر و بی‌کاری در این سرزمین‌های سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،‌نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریست‌ها حمایت می‌کنند ولی اروپا واقعیت را بهتر می‌داند.

با این شرایط ترکیه نمی‌تواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض می‌کند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابان‌ها شاهد بودیم لانیک‌ها راهپیمایی می‌کردند و دولت عدالت و توسعه را متهم می‌کردند که نمی‌خواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کرده‌اند و کاری انجام نمی‌دهند.

برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شده‌اند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامی‌ها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیده‌اند.

آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟

هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیت‌ها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیش‌دستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور می‌کند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.

با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ایران وترکیه صرفه‌نظر از نوع دولت‌ها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی داده‌اند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری می‌کردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی می‌توانند همکاری اقتصادی جالب‌ توجه‌ایی با هم داشته باشند. این رابطه می‌تواند مدلی برای همکاری با سایر همسایه‌های ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه می‌تواند همکاری‌های اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

لینک مصاحبه در آفتاب

دسته‌ها
یادداشت تاریخی

دکتر سید حسین فاطمی، روزنامه نگار جمهوریخواه

oi732bcgboمحمدرضا نظری/ «من از مرگ ابایی ندارم. آن هم، چنین مرگ پرافتخاری. من می میرم که نسل جوان ایران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارند جاسوسان اجنبی به این کشور حکومت کنند.» این آخرین جملات مردی بود که با بدنی تب آلود در هنگامی که از درد به خود می پیچید قبل از اعدام برای افسران و نظامیان حاضر در مراسم اعدام خود سخنرانی می کرد.

نوزدهم آبان ماه درست پنجاه و سه سال تمام از درگذشت دکتر حسین فاطمی در پی کودتای بیست و هشت مرداد سال ۱۳۳۲ می گذرد. سید حسین فاطمی آخرین فرزند یک روحانی برجسته نائینی بود که در نیم روز عاشورا در سال ۱۲۹۶ شمسی در این شهر متولد شد و از همین روی او را «حسین» نامیدند.

پدر فاطمی که تحصیل کرده سامرا و اصفهان بود از سوی مظفرالدین شاه ملقب به «سیف العلما» شده بود. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به همراه برادرش به اصفهان رفت. حضور در مجله ادبی «باختر» که برادرش سیف پور در اصفهان منتشر می کرد حسین جوان را با فضای مطبوعات آن روز آشنا ساخت. اشتیاق وی به روزنامه نگاری او را وادار کرد در سن ۲۰ سالگی به امید یافتن شغلی در روزنامه های معتبر راهی تهران شود و پس از آشنایی با «احمد ملکی» مدیر روزنامه «ستاره» کار روزنامه نگاری خود را با این روزنامه آغاز کرد.

او که جوانی باهوش بود و قلمی روان و شیوا داشت با پشتکار خود در مدت کوتاهی ضمن تهیه اخبار و مطالب گوناگون برای روزنامه ستاره توانست مدیریت داخلی این روزنامه را بر عهده گیرد. ولی حادثه ای، او را که در وادی ادب و هنر سیر می کرد وارد تقابل با حاکمیت استبدادی رضاشاه کرد.

فاطمی طبق معمول با قریحه ادبی که داشت برای تصویر فضای روحی خود مقاله ادبی نوشته بود: «کبوتر بدون اعتنا به مال غیر، آزادانه صبح زود پرواز کرد و در آسمان قهقهه ذوق و نشاط برآورده، هر کجا دانه ای دید فرو آمده و به اندازه کافی سد جوع می کند.» ولی ماموران اداره سانسور مطبوعات شهربانی تصور کردند که این متن به استهزاء به یکی از خصایص شاه که «بی اعتنایی به مال غیر است» پرداخته است و تشابه اسمی باعث شد که چند روز حسین جوان آنچنان استنطاق ماموران شهربانی رضاشاه را بچشد تا طعم استبداد پادشاهی به جان و ریشه اش رسوخ کند.

در سال ۱۳۱۸ پس از اینکه برادرش سیف پور به شیراز سفر کرد او به اصفهان بازگشت و مسوولیت اداره «باختر» را به تنهایی به عهده گرفت. او که در مقاله ای نمایندگان مجلس رضا شاهی را به صورت تلویحی عروسکهای خیمه شب بازی نامیده بود با توجه به سابقه شهربانی که داشت به زندان افتاد تا اینکه پس از شهریور ۱۳۲۰ زندانیان سیاسی از جمله حسین فاطمی از زندان آزاد شدند.

فاطمی پس از مراجعت به تهران موفق می شود در چهاردهم تیر ۱۳۲۱ دوره جدید باختر را به صورت مستقل در تهران به چاپ رساند و با نخستین سرمقاله «خدا – ایران – آزادی» نماد استبداد «خدا – شاه – میهن» را به سخره گرفته و به تدریج صاحب منصبان استبداد رضاشاهی را به باد انتقادهای تندی می گیرد.

در دوره مجلس سیزدهم در حالی که «علی سهیلی» به دنبال محدود سازی مطبوعات بود فاطمی در جواب تهدیدها نوشت: «… آن وقت که آزادی قلم در ایران بمیرد، بدانید مجلس هم خواهد مرد و آزادی گفتار از میان خواهد رفت.»

همراهی نشریه «مرد امروز» با مدیریت «محمد مسعود» با اندیشه های فاطمی این دو جوان انقلابی را به مرور آنچنان با هم نزدیک کرد که تا مرگ مسعود این رفاقت صمیمانه بر جای ماند. فاطمی به شعارهای آزادیخواهی و اصلاح امور حزب توده با دید تردید می نگریست و به مرور نوک تیز حملات خود را متوجه حزب توده و روزنامه های هوادار آنها کرد.

پس از حضور«کافتارادزه» معاون وزیر امورخارجه شوروی برای تصاحب امتیاز نفت شمال درگیری های قلمی باختر و روزنامه های طرفدار حزب توده به اوج خود رسید. در بحبوحه بحران آذربایجان و پس از پایان جنگ جهانی دوم برای تحصیل در رشته «حقوق سیاسی» راهی پاریس می شود و با علاقه ای که به روزنامه نگاری داشت به صورت هم زمان جهت اخذ دیپلم روزنامه نگاری در یکی از دانشگاه های پاریس ثبت نام می کند.

پس از مدتی که از سفر فاطمی می گذرد. نصرالله شیفته سردبیر باختر به «مرد امروز» محمدمسعود می پیوندد و باختر تعطیل می شود و فاطمی نیز در حالی که تحصیلات خود را در فرانسه می گذراند مقالات هفتگی خود را در «مرد امروز» دنبال می کرد.

فاطمی طی نامه ای به نصرالله شیفته خبر داد که پس از برگشت به ایران اقدام به تاسیس یک شرکت چاپ و انتشار روزنامه می کند که در مرحله اول شامل چاپخانه وسیع و بعد شامل چند روزنامه نویس می شود تا تحول بزرگی در کار روزنامه نگاری به وجود بیاورد ولی با اعلام خبر ترور محمد مسعود فاطمی بسیار دلسرد و افسرده شد.

جسارت محمد مسعود تا حدی بود که در شماره ۲۱ آذر ۱۳۲۶ در «مرد امروز» در اقدامی حیرت انگیز و نمادین در حالی که قوام در اوج قدرت بود برای سر قوام السلطنه جایزه تعیین کرد.

سرانجام مقالات تند مسعود علیه دربار پهلوی در ۲۲ بهمن ۱۳۲۶ با دسیسه برخی از عوامل حزب توده توسط خسرو روزبه در خیابان اکباتان و مقابل وزارت فرهنگ با شلیک گلوله به مغزش از پای درآمد.

دکتر فاطمی پس از کسب دکترای حقوق سیاسی با تز «وضعیت کار در ایران» از دانشگاه پاریس و اخذ دیپلم روزنامه نگاری در شهریور سال ۱۳۲۷به ایران باز می گردد. دکتر فاطمی با همراهی نصرالله شیفته و روزنامه نگاران جوان آن دوران که شامل محیط طباطبایی، جلال نائینی، ذبیحالله منصوری و… می شدند به یاد «مرد امروز» محمد مسعود، در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۲۸ «باختر امروز» را به چاپ می رساند ولی با حمله شدید دکتر فاطمی به دولت ساعد برای جلوگیری از تصویب قرارداد «گس – گلشاییان» در آخرین روزهای مجلس پانزدهم، باختر امروز در چهارمین شماره توقیف می شود.

به دنبال نزدیک شدن به انتخابات دوره شانزدهم و امکان تقلب در انتخابات در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۲۸ تعدادی از روزنامه نگاران مخالف دولت و شماری از سران حزب ایران به رهبری مصدق در دربار متحصن شدند.

هر چند این تحصن به سرانجام نرسید ولی اساس تاسیس «جبهه ملی» را فراهم کرد به نحوی که دکتر فاطمی در سخنرانی در منزل مصدق پیشنهاد تشکیل ائتلاف جبهه ملی را داد و به این ترتیب «جبهه ملی ایران» به رهبری مصدق تشکیل شد.

با تشکیل مجلس شانزدهم، جبهه ملی تعدادی از نمایندگان خود را وارد مجلس کرد و به همین ترتیب دکتر فاطمی توانست به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شود و در آن دوران ملی شدن صنعت نفت در اولویت مجلس قرار گرفت.

مصدق سال ها بعد اعلام کرد که اولین کسی که این پیشنهاد را در منزل آقای نریمان مطرح کرد دکتر فاطمی بود که نمایندگان حاضر در جلسه به اتفاق آراء آن را تصویب کردند. روزنامه باختر که به عنوان ارگان جبهه ملی فعالیت می کرد ملی شدن صنعت نفت را در اولویت اصلی خود قرار داد.

در صبح روز ۱۶ اسفند رزم آرا به دست خلیل طهماسبی عضو فداییان اسلام ترور شد و فردای آن روز کمیسیون مخصوص، پیشنهاد ملی شدن نفت را تصویب کرد و با تصویب مجلسین تا پایان سال ۱۳۲۹ نفت ایران ملی شد.

در اردیبهشت ۱۳۳۰ با نخست وزیری مصدق و معرفی کابینه، دکتر فاطمی را به سمت «معاونت پارلمانی» و سخنگوی دولت منصوب می کند ولی فاطمی با صراحت از همکاران خود می خواهد که «باختر امروز» به روش گذشته خود ادامه دهد که این رویه که شامل نقد عملکرد وکلا و سناتورها بود به برخورد صریح مخالفان و نطقهای پشت تریبون مجلس در تقابل با شیوه دکتر فاطمی تبدیل می شد.

در بهمن ماه ۱۳۳۰ انتخابات مجلس هفدهم برگزار شد و دکتر فاطمی به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب شد. در عصر روز ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ در حالی که دکتر فاطمی در چهارمین سالگرد ترور محمد مسعود در گورستان ظهیرالدوله شمیران در حالی که پشت تریبون قرار گرفته بود و می گفت: «گلوله ای که مغز مسعود را پریشان کرد ایران را تکان داد.» مورد اصابت گلوله نوجوان ۱۵ ساله ای به نام «محمدمهدی عبدخدایی» قرار گرفت و فاطمی زخمی برای خروج گلوله به بیمارستان منتقل می شود.

عبدخدایی که جوانترین عضو گروه فداییان اسلام محسوب می شد پس از دستگیری اعتراف کرد که گروه فداییان در صدد ترور مصدق و سایر رهبران جبهه ملی بوده اند.

در حالی که نواب صفوی در زندان، نظر موافقی برای ترور فاطمی اعلام نکرده بود، بعدها نیز اذعان کرد که از این ترور آگاه نبوده است همچنانکه حاج مهدی عراقی در خاطرات خود تعجب خویش و یاران نواب را در موضوع ترور دکتر فاطمی بازگو می کند و به مرور نقش سید ضیاءالدین طباطبائی در این ترور مشخص می شود.

دکتر فاطمی که به شدت مضروب شده بود اعتبارنامه مجلس هفدهم را در فروردین ماه سال ۱۳۳۱ در بیمارستان دریافت کرد. پس از بهبودی نسبی در ۱۹ خرداد سال ۱۳۳۱ به همراه هیات ایران عازم لاهه شد و از همانجا برای معالجه عازم آلمان می شود و تا مهرماه همان سال از صحنه سیاست کشور به دور ماند.

پس از قیام سی تیر و درگیری شدید میان شاه و مصدق، به مرور چند دستگی و شکاف در میان هواداران مصدق نمایان شد. پس از تصمیم مصدق مبنی بر قطع رابطه با دولت انگلستان «حسین نواب» وزیر امور خارجه مصدق از این تصمیم خودداری و استعفا کرد. دکتر فاطمی که به تازگی به ایران برگشته بود توسط مصدق به سمت وزیر امورخارجه منصوب می شود.

دکتر فاطمی با رویکرد انقلابی خود در ۱۹ مهر ۱۳۳۱ سفارتخانه انگلیس را تعطیل کرد. او موفق شد در طول ۹ ماه دوره وزارت خود دخالت های دربار در روابط خارجی ایران را کاهش دهد و ۸۵ نفر کارمندان وزارت امور خارجه که متعلق به خانواده های اشراف قدیم بودند اخراج نماید. در این دوران اساسنامه جدیدی برای وزارت امور خارجه نوشته می شود و با راه اندازی کنفرانس های منطقه ای با حضور سفیران ایران در سایر کشورها به منظور ارزیابی سیاست خارجی و موقعیت جهانی ایران توانست تحولی در دیپلماسی کشور و الگویی برای کشورهای خاورمیانه پایه گذاری کند.

البته این دوران دوام زیادی نمی آورد و در نیمه های شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ یگان ویژه گارد سلطنتی پس از محاصره منزل وزیر خارجه او را بازداشت می کند و به کاخ سعدآباد منتقل می کند. دکتر فاطمی به همراه تعدادی از اعضای کابینه مصدق تحت نظر قرار می گیرد.

سرتیپ تقی ریاحی رئیس ستاد ارتش که در جریان عملیات کودتا قرار گرفته بود موفق می شود که سرهنگ نعمت الله نصیری رئیس گارد شاهنشاهی را دستگیر و کودتا را خنثی می کند.

شاه و همسرش که در کلاردشت منتظر نتیجه کودتا بودند به عراق فرار می کنند. صبح روز ۲۵ مرداد اعضای دولت و سران جبهه ملی با نخست وزیر تشکیل جلسه می دهند و دکتر فاطمی خواهان تشکیل دادگاه صحرایی و مجازات کودتاچیان می شود ولی مصدق بعد از حادثه ۳۰ تیر ۱۳۳۱ در مردادماه همان سال در پشت جلد قرآن به شاه اطمینان داده بود: «دشمن قرآن باشم اگر بخواهم بر خلاف قانون اساسی عمل کنم و همچنین اگر قانون اساسی را نقض کنند و رژیم مملکت را تغییر دهند، من ریاست جمهوری را قبول کنم.»

با این سوگند مصدق خود را وفادار به قانون اساسی می دانست و به همین دلیل پس از خروج شاه از کشور جایی برای اعلام جمهوری در افکار او باقی نمی ماند. همان روز دکتر فاطمی در سرمقاله «باختر امروز» با مقایسه عملیات افسران آزاد مصر، خواهان پایان دوازده سال حکومت سلطه می شود و نیت خود را برای اعلام جمهوری نشان می دهد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد فاطمی همانند سایر سران جبهه ملی مخفی می شود. البته رویه ای که فاطمی قبل از کودتای ۲۸ مرداد برای برکناری پادشاهی در پیش گرفته بود پس از کودتا او را به یکی از اولین افراد تحت تعقیب تبدیل کرد.

سرانجام در تاریخ ششم اسفند ۱۳۳۲ محل اختفای او لو می رود و همان روز او را با ربدوشامبر تیره رنگ که به تن داشت و دمپایی به پا و ریش انبوه سیاه رنگ، با دستبند به کاخ شهربانی می برند.

هنگام خروج از شهربانی برای انتقال به لشکر ۲ زرهی برخلاف همه متهمین که از حیاط پشت شهربانی آنها را سوار ماشین می کردند او را به مقابل خیابان وزارت امور خارجه آوردند.

گروهی از اوباش به رهبری شعبان جعفری که انتظار او را می کشیدند با شعار حمایت از شاه به طرف دکتر فاطمی حمله ور شدند که «سلطنت فاطمی» خواهر دکتر با خروج از میان جمعیت و انداختن خود روی بدن دکتر فاطمی و اصابت چندین ضربه چاقو مانع کشته شدن برادرش می شود. جسد نیمه جان دکتر فاطمی را به بیمارستان نجمیه منتقل می کنند و پس از عمل جراحی به زندان لشکر ۲ زرهی منتقل می شود.

مهرماه ۱۳۳۳محاکمه دکتر فاطمی در دادگاه نظامی در حالی برگزار شد که او را با آمبولانس و بر روی برانکارد به جلسات دادگاه آوردند. فاطمی همان طور که در دادگاه نظامی پیش بینی کرد به اتهام نوشتن سه سرمقاله روزهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد و شرکت در میتینگ روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ در دادگاه نظامی رژیم کودتا پس از ۱۰ روز به مرگ محکوم شد.

تیتر سه سرمقاله خود گویای حملات شجاعانه او به شخص شاه است: «این دربار شاهنشاهی روی دربار سیاه ملک فاروق را سفید کرد»، «خائنی که می خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد» و «شرکت سابق و روزنامه های محافظه کار لندن دیروز عزادار بودند.»

در زندان و قبل از اعدام، طی ارتباط با آیت الله سیدرضا زنجانی، نامه نگاری هایی بین آنها صورت می گیرد و این آخرین نوشته هایی است که از دکتر فاطمی برجای مانده است. دکتر فاطمی طی یکی از این نامه ها با قسم بر جدش، خداوند را شکر می گوید که واسطه و دلال وطن فروشان نشده است.

در بامداد ۱۹ آبان سال ۱۳۳۳ بدن نیمه جان دکتر فاطمی را که به شدت زخمی و تب آلود بود کشان کشان به پای جوخه اعدام می برند و با شلیک ۸ گلوله توسط چهار سرباز در لشکر ۲ زرهی تیرباران می کنند تا دفتر زندگی «دکتر سید حسین فاطمی» برای همیشه بسته شود.

پیکر جوانترین وزیر امورخارجه تاریخ ایران در زیر درخت تنومند در نزدیکی شهدای سی تیر آرام گرفت.

هر چند که فاطمی تا قبل از ۲۵مرداد۱۳۳۲ سهیم مشروطه خواهی مصدق بود اما در ۲۵ تا ۲۸ مرداد با فرار شاه مسیر جمهوریخواهی را انتخاب کرد ولی مشروطه خواهی مصدق سرانجام تلخی را برای جمهوریخواهانی همچون فاطمی به همراه داشت.

لینک این یادداشت در روزنامه مردم سالاری

دسته‌ها
یادداشت تاریخی

بی بی سی رسانه هزاره

محمدرضا نظری / وقتی در پنجم ژوئیه سال ۱۹۵۴- ۵۳ سال پیش در چنین روزهایی- ساعت ۳۰:۷ بعداز ظهر “ریچارد بیکر” پس از بیست دقیقه مشروحی از آخرین وقایع انگلستان را به پایان رسانید در حقیقت اولین برنامه خبری تلویزیونی شبکه “بی بی سی” به طور رسمی آغاز شد. در ابتدا صدای گوینده به همراه تصاویر مربوط به خبر پخش می شد ولی به مرور این مشکل هم بر طرف شد.

سال ۱۹۵۵ را سرآغاز دوران تثبیت شبکه تلویزیونی بی بی سی باید دانست که به مرور طی سال های آینده در نقش یکی از پررنگ ترین جریان سازهای رسانه ای جهان ظاهر شد.

شبکه تلویزیونی بی بی سی در سال ۱۹۵۶ با پخش گزارشی درباره بحران کانال سوئز برای اولین بار در تقابل با دولت محافظه کار حاکم به انگلستان قرار گرفت و این برخورد سرآغازی برای شکل گیری بخش اخبار منطقه ای در برنامه های خبری شبکه شد و توانست در همان سال اولین برنامه تخصصی تحلیل اخبار را در طول هفته ارائه کند.

البته بخش های خبری این شبکه از پتانسیل های فراوانی برخوردار است به نحوی که بخش خبری “رابرت دوگان” که از ۱۴ سپتامبر ۱۹۷۰ بر روی آنتن رفت توانست در عمر ۳۰ ساله خود مخاطب های گسترده ای را حفظ کند.

شبکه تلویزیونی بی بی سی در سال ۱۹۶۷ با ورود تلویزیون های رنگی به بازار اولین برنامه های ورزشی از طریق شبکه۲ به صورت رنگی شروع به پخش نمود.

با ورود فارغ التحصیلان رشته های خبری و گویندگی و با جذب قوی ترین و مجرب ترین دانش آموختگان توسط بی بی سی از سال ۱۹۷۰ این شبکه تلویزیونی توانست برتری خود را در مقایسه با سایر شبکه ها حفظ کند. طی همان دوران بی بی سی از نظارت “اداره کل پست انگلستان” خارج شد و به صورت مستقل به فعالیت خود ادامه داد.

گسترش تکنولوژی پیشرفته این امکان را به بی بی سی داد تا در سال ۱۹۷۴ با کمک فنآوری تله تکست اولین شبکه تلویزیونی باشد که اخبار خود را بر روی صفحه های تلویزیون به تصویر می کشد.

در اکتبر سال ۱۹۹۱ با راه اندازی شبکه پخش “بی بی سی جهان” توانست اخبار بین المللی را به صورت اختصاصی پوشش دهد به نحوی که تا پایان سال ۲۰۰۲ بیش از ۲۲۲ میلیون بیننده را در ۲۰۰ نقطه جهان به خود جلب نماید.

با افتتاح و راه اندازی پایگاه اینترنتی، بی بی سی در سال ۱۹۷۷ به عنوان اولین بنگاه خبری سه رسانه ای بدل شد و جوایز متعددی از جمله جایزه “وبی” به خود اختصاص داد.

نقش پوشش اخبار توسط بی بی سی تا حدی است که طی جنگ آمریکا و عراق که مردم جهان از شبکه های مختلف صحنه های جنگ را به صورت مستقیم مشاهده می کردند شبکه تلویزیونی بی بی سی توانست رکورد بی نظیر ۲۳ میلیون بیننده را در یک روز کسب کند که از پتانسیل تلویزیونی این شبکه در تحولات آینده خبر می دهد.

بی بی سی در گام نخست

دولت انگلستان در ابتدا موافق راه اندازی رادیو برای عامه مردم نبود. چون در آمریکا وجود صدها ایستگاه رادیویی که حتی فرکانس بعضی با هم تداخل داشت و اکثر آنها ظرف مدتی ورشکست می شدند انگیزه تاسیس رادیو عمومی در انگلستان را کم رنگ کرده بود ولی به مرور فشار تقاضای انگلیسی ها برای رادیو افزایش می یافت.

این در شرایطی بود که در سال ۱۹۲۱ محافظه کاری بیش از حد دولت منجر به توقف صنعت تولید رادیو در کشور شده بود. در نهایت سال ۱۹۲۲ ” اداره کل پست انگلستان” با تاسیس شرکت پخش رادیویی بریتانیا موافقت کرد.

در ۱۸ اکتبر سال ۱۹۲۲ در پی ادغام ۶ شرکت سازنده بزرگ رادیو در انگلیس”سرویس رادیو بی بی سی” با تاسیس شرکت پخش رادیو بریتانیا (Company Broabcasting British) آغاز به کار کرد.

هزینه این شرکت که تنها ۴ کارمند داشت از طریق یک اداره پست محلی پرداخت می شد و از هر شخصی که از برنامه رادیویی استفاده می کرد ۱۰ شیلینگ دریافت می شد.

اولین برنامه رادیویی این شبکه در ۱۴ نوامبر همان سال از لندن پخش شد و از روز بعد ایستگاه های بیرمنگام و منچستر شروع به فعالیت نمودند و به مرور بر مخاطبان رادیویی آن افزوده شد.

تحصن بزرگ کارگران در سال ۱۹۲۶ موجب شد این شرکت به یک شرکت سلطنتی تبدیل شود و با برخوردار شدن از امتیازات خاص سلطنتی (Charter Royal) و سرازیر شدن بودجه های سخاوتمندانه سلطنتی به بی بی سی این شبکه به عنوان شبکه رسمی انگلستان شناخته شود ولی پس از گذشت یک دهه از راه اندازی بی بی سی هنوز مقبولیت رادیوهای خارجی در بین انگلیسی ها بیشتر بود تا اینکه پس از پایان جنگ جهانی دوم از ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۷ و با راه اندازی “رادیو۱ بی بی سی” تحولی اساسی در نوع نگاه به سرگرمی و موسیقی در این شبکه به وجود آمد و به دنبال این تغییر دیدگاه شبکه های رادیویی “Ligh”، “Thirb” و “Home” به رادیوهای ۲، ۳ و ۴ شبکه بی بی سی تبدیل شدند.

در ۸ نوامبر همان سال اولین شبکه رادیویی محلی بی بی سی در محدوده داخلی بریتانیا برنامه خود را آغاز کرد و به مرور در هر سال بر تعداد شبکه های رادیویی افزوده شد ولی سال ها زمان لازم بود تا اولین شبکه موج کوتاه در ۱۹ دسامبر ۱۹۳۲ تحت عنوان “سرویس امپراطوری” فعالیت می کرد در سال ۱۹۳۸ با نام “سرویس جهانی بی بی سی” فعالیت خود را به شکل گسترده تری آغاز کند.

عربی اولین زبان خارجی سرویس جهانی بی بی سی بود که از ۳ ژانویه ۱۹۳۸ فعالیت خود را آغاز نمود و در ۲۷ سپتامبر همان سال سرویس اروپایی بی بی سی پخش زبان های فرانسه، آلمانی و ایتالیایی را آغاز کرد ولی پس از گذشت ۶۰ سال سیر تعطیلی برنامه های برون مرزی بی بی سی آغاز شد به نحوی که در مارس ۱۹۹۹ رادیو آلمانی بی بی سی تعطیل شد و به دلیل روی آوردن آنها به زبان انگلیسی پخش برنامه های هلندی، فنلاندی، فرانسوی، عبری، ایتالیایی، ژاپنی و مالایایی نیز متوقف شد تا بودجه کافی برای راه اندازی شبکه تلویزیونی به زبان عربی فراهم شود و راه اندازی شبکه تلویزیونی به زبان فارسی نیز در دستور کار مدیران بی بی سی قرار گرفت.

بی بی سی و بخش فارسی

همانطور که اشاره شد طی جنگ جهانی دوم با شروع تبلیغات رادیویی نازیها اولین بخش خارجی برنامه بی بی سی در ۱۴ دیماه ۱۳۱۶ شمسی به زبان عربی در پاسخ به فضاسازی آلمانی ها راه اندازی شد.

پس از گذشت سه سال از فعالیت بخش عربی بی بی سی و ۱۰ ماه پس از آنکه رادیو ایران به کمک آلمانی ها راه اندازی شد، بخش فارسی بی بی سی در دوم دیماه ۱۳۱۹ آغاز به کار کرد.

در ابتدا برنامه های بخش فارسی شامل گزارش های خبری ۱۵ دقیقه ای طی هر چهار روز در هفته بود که به زودی به برنامه های روزانه تبدیل شد که بیشتر شامل تفسیر جنگ و موسیقی و شعر کلاسیک بود.

از شهریور ۱۳۲۰ نبرد بی بی سی علیه رضاشاه با پشتوانه گزارش های سفارت انگلستان در تهران و اعلام اراده مردم برای آزادی، دموکراسی و اجرای کامل قانون اساسی ایران به مرور شرایط را برای برکناری رضاشاه از سلطنت فراهم کرد تا اینکه در شب سوم شهریور ۱۳۲۰ این شعر حکیم ابوالقاسم فردوسی در رادیو بی بی سی خوانده شد: “چو فردا برآید بلند آفتاب – من و گرز و میدان و افراسیاب” و فردا دیگر رضا شاه بر تخت سلطنت جایی نداشت.

با کنار گذاشته شدن رضا شاه از سلطنت رویکرد بی بی سی در جهت کاهش انتظارات ایرانیان برای اصلاحات سیاسی معطوف شد و بخش فارسی بی بی سی که به “رادیو لندن” در میان مردم شهرت یافت به مرور جایگاه محکمی در میان اقشار جامعه ایرانی کسب نمود به نحوی که بی بی سی در سال ۱۳۲۷ از شنوندگان ایرانی خود تنها ۱۷ نامه دریافت کرده بود در سال ۱۳۳۰ حدود ۴۵۰۰ نامه توسط کارمندان دولت، دانشجویان، پزشکان، بازرگانان و کشاورزان به بی بی سی ارسال شد.

این نامه ها بیش از تمام گزارش های ماموران اطلاعاتی، تصویر جامعی از افکار ایرانیان را به لندن مخابره می کرد و آنچنان اهمیت داشت که وزارت خارجه بریتانیا درخواست کرده بود در صورت امکان به تک تک نامه ها با امضای شخص وزیر پاسخ داده شود.

طبق اسناد افشا شده از سوی مقامات انگلیسی با افزایش کشمکش ما بین تهران و لندن مدیریت وقت بی بی سی آگاهانه و سیستماتیک علیه جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران و دولت مصدق با دولت و مسوولان انگلیسی همکاری و هماهنگی کاملی برقرار کرده بود به نحوی که حجم تبلیغات علیه دولت مصدق تا به جایی رسید که در تیر ۱۳۳۰ “روزنامه داد” تیتر زد که “بی بی سی ما را تهدید می کند و از انفجار در پالایشگاه آبادان حرف می زند.”

بخش فارسی بی بی سی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با ارسال پیام های رمزی برای کودتاچیان در خلال گزارش های عادی خود به عنوان رسانه سرویس های اطلاعاتی انگلیس برای کودتا علیه دولت مردمی دکتر مصدق نقشی اساسی برعهده داشت.

با افزایش اقتدار پهلوی دوم و مجیزگویی رادیو و تلویزیون و سانسور شدید در مطبوعات، بخش فارسی بی بی سی تنها صدایی بود که صدای اعتراضات اقشار جامعه را منعکس می کرد و هرچه سانسور و اختناق شدیدتر می شد بر محبوبیت بی بی سی افزوده می شد. البته عادت عامه مردم ایران به ارتباطات شفاهی و کثرت افراد بی سواد در شهرها و روستاها باعث افزایش اقبال به این رسانه به نحو چشمگیری افزایش یافت تا حدی که در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ مردم ایران با هر ترتیبی به دنبال رادیوهای کوچک موج کوتاه بودند تا حتی با وجود پارازیت های شدید در جریان لحظه به لحظه اخبار انقلاب قرار گیرند.

اکنون پس از گذشت نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و راه اندازی ده ها شبکه رادیویی و تلویزیونی ماهواره ای فارسی زبان و افزایش شبکه های رادیویی داخلی هنوز بخش فارسی بی بی سی جایگاه ویژه ای در جریان سیال افکار عمومی بر عهده دارد.

این بخش هر هفته بیش از ۹۰ساعت برای مخاطبان خود در کشورهای فارسی زبان یعنی ایران، افغانستان، تاجیکستان و شنوندگان جمهوری های آسیای میانه و قفقاز و در کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپای غربی برنامه پخش می کند.

در بخش جهانی بی بی سی نیز به دلیل حضور ۲۵۰ خبرنگار به طور شبانه روزی و برنامه سازان خبره در ۳۳ بخش باعث شده است تا به طور تقریبی در همه کشورهای جهان اخبار بی بی سی به عنوان اخباری بی طرفانه ارزیابی شود.

سرویس جهانی بی بی سی اکنون به ۴۳ زبان دنیا برنامه پخش می کند و رادیو بی بی سی به عنوان یک رسانه جهانی در سراسر دنیا بیش از ۱۵۰ میلیون شنونده دارد و ماهانه ۷۵ میلیون بار به سایت های اینترنتی آن مراجعه می شود.

لینک یادداشت در روزنامه مردم سالاری